|
پاره ای از عشق پر شور من است داستان ها کز شیرین و فرهاد گفته اند
|
||||
|
|
||||
بدین افسونگری وحشی نگاهی مزن بر چهره رنگ بی گناهی شرابی تو شراب زندگی بخش شبی می نوشمت خواهی نخواهی دلم براتون تنگ شده بود دوستای گلم برای همینم اومدم که یه پست جدید بذارم و برم ولی مطلب ندارم مهم نیست مهم دل منه که برای شما تنگ شده اینبار کاری به عشق و عاشقی ندارم اینبار با خودتون کار دارم با کسایی که با عشق من آشنان دوستای مهربونم کسایی که هیچوقت منو تنها نذاشتن و همیشه وب منو به قول خودشون ترکوندن عسل جونم چند وقتیه ما رو بی خبر گذاشته دوباره رفتم توی عشق و عاشقی ولش کنین خودتون چطورین؟ از همه اتون ممنونم که منو تنها نمی ذارین اگه کسی از قلم شکسته شده من افتاد شرمنده آخه من آلزایمر دارم راستی قالب جدیدم چطوره؟ ناسه ؟ مگه نه؟ من که خیلی دوستش دارم خوب دیگه باید چی بگم نمی دونم خداییش کم آوردم یه چیز دیگه هم می گم و میرم من ... چطوری بگم؟... آخه روم نمی شه خدایا خودت کمکم کن تا بگم الان می گم نه وایسین تو رو خدا نرین من... من شمارو... همه اتونو ... همه اونایی که میان بهم سر می زن... دو.. دوس دوست دارم به قول عسل جونم بای تا های![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
که ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 17:23 توسط دختر خاله
|
